پرکاری
خاطره ای از شهید کاوه
به گزارش حیات؛ دستش مجروح
شده بود. اومده بود ملاقات آیت الله خامنه ای که آن موقع رئیس جمهور بودند، حدود
نیم ساعت با هم بودند. شب پیشم موند، تا نصفه شب این ور و اون ور تلفن میزد و
کارهایش را دنبال می کرد، دیدم اینطوری نمیشه خوابید، ناچار بردمش تو اتاق دیگه،
یک تلفن هم گذاشتم جلوش. تا سحر هر وقت از خواب بلند میشدم، بیدار بود و به جاهای
مختلف زنگ می زد، آن شب اصلا نخوابید.
راوی: علی
شمقدری/ شهید محمود کاوه